نحوه نگارش گزارش کارشناسی
مقام قضائی به استناد نظر کارشناسی ما حکم میدهد و انتظار دارد که نظر کارشناس جامع و کامل و مستدل و صحیح باشد تا بر اساس آن بتواند حکم عادلانه دهد . سعی کنیم بازوئی قوی و مطمئن برای قاضی باشیم . یک نظریه کارشناسی کامل چه ویژگی هائی دارد و به چه نحو باید تنظیم شود ؟ در این مطلب سعی شده در حد توان و آگاهی و تجربه خود آنچه را كه تا کنون دریافته ام در اختیار عزیزان کارشناس خصوصا کسانی که جدیدا کارشناس شده اند و کارآموزان محترم قرار دهم .از همکاران خودم تقاضا دارم کمک کنند تا اگر مطلبی جا مانده یا ناقص است به اطلاع اینجانب برسانند تا نظراتشان در تکمیل این مطلب مورد استفاده قرار گیرد .
نظرات کارشناسی الزاما باید در سربرگ های چاپی کارشناس باشد . نام و نام خانوادگی کامل-رشته کارشناسی - شماره پروانه مواردی است که باید در سربرگ وجود داشته باشد . ذکر صلاحیت های کارشناسی و مدارک تحصیلی کارشناس در سربرگ ضرورتی ندارد
در پائین اوراق سربرگ کارشناسي نیز باید مشخصاتی مثل : آدرس کامل پستی - شماره های تلفن همراه و ثابت - آدرس پست الکترونیک - آدرس وبلاگ ( در صورت وجود ) درج گردد
نظرات کارشناسی هیئتی نیز حتی الامکان در سربرگهای مخصوص هیئت های کارشناسی باشد و از درج نظریه در کاغذ عادی بدون سربرگ هیئتی خودداری شود
کلیه سربرگ های کارشناسی اعم از انفرادی یا هیئتی باید آراسته به آرم کانون کارشناسان رسمی دادگستری ( با قید استان مربوطه ) باشد
هر کارشناس باید دفتر اندیکاتور برای درج مکاتبات وارده و صادره خود داشته باشد
نظریه کارشناسی باید شماره و تاریخ و پیوست ( در صورت لزوم داشته باشد)
در نظرات کارشناسی بیش از یک صفحه ، شماره ترتیب صفحات در پائين يا بالاي صفحه حتما درج گردد .
نظرات کارشناسی تایپی باشد و کارشناسان محترمی که هنوز خود را به ابزار و ادوات نگارش و تایپ کامپیوتری مجهز نکرده اند زودتر اقدام کنند . تایپی بودن متن با استفاده از فونت های مناسب با فاصله گذاری های لازم از اطراف کاغذ و رعایت سایز فونت مورد استفاده و در مجموع زیبایی و شکیل بودن و آراستگی فرم نظریه کارشناسی.... می تواند تاثیرات مثبت در خواننده ایجاد کند و این امر خود بخود تبلیغی برای کارشناس محسوب می شود
در عنوان نظریه کارشناسی باید نام دادگاه یا شورای حل اختلاف یا اداره یا شرکت و یا شخص حقیقی یا حقوقی که نظریه کارشناسی خود را خطاب به او می نویسید به طور کامل و صحیح درج شود .
مثال :
ریاست محترم شعبه ... دادگاه عمومی شهرستان ....
شورای محترم حل اختلاف حوزه ... شهرستان ....
ریاست محترم دایره حقوقی اداره .....
مدیریت محترم عامل شرکت ....
جناب آقای .....
همچنین متن نظریه درج عنوان بدون عبارات احترام آمیز دور از فرهنگ اصیل ایرانی است بطور کلی ادبیات بکاررفته در عنوان نظریه کارشناسی عباراتی توام با احترام باشد .
درج عبارت " سلام علیکم " یا " با سلام و احترام "
یا " با تقدیم درود و احترام " در صدر نظریه
کار کارشناس ارائه نظریه کارشناسی است و آنچه می نویسد و به دادگاه یا .... ارائه میدهد نظریه کارشناسی است نه
گزارش کارشناسی . عبارت گزارش کارشناسی چندان با ماهیت وظیفه کارشناسی همخوانی ندارد . گزارش نویسی کار کارشناس نیست . حتی اگر لازم باشد مقدماتی و شرحی از پرونده و اقدامات نوشته شود در واقع جزئی از نظریه کارشناسی یا مقدمه نظریه کارشناسی است و نمی شود نام گزارش بر آن نهاد.
چند عبارت پیشنهادی برای شروع نظریه :( بستگی به نوع مخاطب)
باتقدیم احترام بازگشت به امر کارشناسی محوله ( به اینجانب یا به این هیئت ) در پرونده کلاسه
احتراما در اجرای امر کارشناسی ارجاع شده ( به اینجانب یا به این هیئت ) در پرونده کلاسه
با احترام بنا به درخواست کتبی شما
با تقدیم احترام بازگشت به نامه شماره ... مورخه ... آن شرکت در مورد
عبارت بکاررفته در شروع نظریه بسته به شم ادبی کارشناس می تواند از تنوع بسیاری برخوردار باشد
پس از عبارت ابتدائی نظریه آنچه ضرورت دارد در پاراگراف اولیه نظریه کارشناسی آورده شود عبارتند از : شماره کلاسه پرونده بطور صحیح و کامل - موضوع کارشناسی بطور خیلی مختصر - نام طرفین حاضر دردادگاه - مشخصات ثبتی و سندی محل مورد نظر - تاریخ دادگاه - تاریخ بازدید
مثال در مورد پرونده های اختلافی اراضی ملی
احتراما در اجرای امر کارشناسی پرونده کلاسه ....... در خصوص اختلاف بین اداره منابع طبیعی ... و آقای ... در مورد قسمتی از اراضی
پلاک .. فرعی از ... اصلی بخش .. در اراضی موسوم به ....شهرستان ... به مساحت ...( هکتار یا مترمربع ) به استحضار میرسد که پس
از حضور در دادگاه در تاریخ ..... و اطلاع از مفاد پرونده و قرار کارشناسی دادگاه محترم طبق هماهنگی قبلی در تاریخ .....در حضور .....
از محل ارائه شده توسط ..... بازدید نموده و ضمن معاینه فنی زمین و تطبیق مدارک و نقشه ارائه شده در طبیعت و شنیدن اظهارات و
دریافت مدارک و مستندات طرفین متعاقبا بررسی های لازم در مورد سوابق امر و جهات فنی موضوع انجام شد و نتیجه بررسی
و نظریه کارشناسی طبق قرار صادره دادگاه محترم به شرح ذیل به استحضار میرسد
مثال در مورد پرونده های ارزیابی اراضی :
با تقدیم احترام بازگشت به امر کارشناسی محوله در پرونده کلاسه ..... در خصوص ارزیابی یک قطعه زمین مزروعی
یا باغ و یا تاسیسات کشاورزی و یا .... حسب مورد پلاک فرعی ..... از پلاک اصلی ... بخش ... در اراضی ..... واقع در
آدرس ....... مالکیت ..... به مساحت .... به استحضار میرسد که پس از حضور در دادگاه در تاریخ .... در حضور ......
در تاریخ ...... از محل ارائه شده توسط .... بازدید نموده و ضمن مطابقت مشخصات سند ثبتی شماره ..... با ملک ارائه شده ،
بررسی لازم در مورد وضعیت و کیفیت ملک مذکور انجام و نتیجه بررسی و نظریه کارشناسی طبق قرار صادره دادگاه محترم به شرح ذیل تقدیم میگردد
درج نام افراد اصلي ذينفع در پرونده كه در بازديد حاضر بوده اند ضروري است .
اطلاع از مفاد كامل قرار صادر دادگاه و توجه به همه نكات مندرج در آن ضروري است . كارشناس بايد كليه مواردي كه در قرار دادگاه آمده در زمان
بازديد و معاينه محل توجه نمايد و به دقت در هر مورد اطلاعات لازم را كسب نمايد تا در موقع نگارش نظريه خود مواجه با نقص اطلاعات نگردد . به ياد داشته باشيم كه قضات از ما نظر كارشناسي كامل مي خواهند .
شرح مختصر و در عين حال كاملي از مشاهداتي كه كارشناس در روز بازديد از محل مورد نظر داشته است . اين امر براي روشن تر شدن ذهنيت قاضي
نسبت به موضوع و اطمينان بيشتر نسبت به نظريه كارشناسي شما مهم است . به ياد داشته باشيم كه آنچه كه ديده ايم بدون كم و كاست بياوريم
و از دخل و تصرف در واقعيات بپرهيزيم شرحي از اقداماتي كه در روز معاينه محل و اجراي قرار انجام داده ايد
.مثال : نقشه خواني ،تطبيق زمين باسند و نقشه ، تعيين موقعيت يا مساحي زمين با جي پي اس ، ترسيم نقشه يا كروكي
معاينه اشجار و نوع محصول ، تهيه پروفيل خاك ، نمونه گيري از خاك و آب و ارسال به آزمايشگاه ، عكس و فيلم كه از محل كارشناسي تهيه نموده ايد
و ......لازم به ذکر است که نتایجی که از این اقدامات و بررسی های خود گرفته اید و تاثیری که در رسیدن به نظر کارشناسی شما داشته اند باید
در نظریه کارشناسی درج شوند و همه نتایج را به نظریه کارشناسی خود پیوست نموده و به مرجع ارجاع دهنده ارائه دهید .
شرح مختصري از سابقه موضوع كارشناسي ( در صورت ضرورت ) اين مسئله در نظرات كارشناسي كارشناس اول ضروري است
ولي در هيئت هاي كارشناسي ضرورتي براي تكرار مطلب نيست . به ياد داشته باشيم كه قاضي بيش از هركس مشرف بر پرونده است
و تكرار مطالبي كه قاضي به خوبي از آنها آگاه است ضرورتي ندارد .
ذكر دلايل فني ، مستندات و جهات و مباني كارشناسي و اينكه از چه راهي و بر اساس چه مباني به اين نظريه رسيده ايم ضروري است
. هرچه مباني و دلايل قوي تري داشته باشيم هم به قاضي اطمينان بيشتري ميدهيم تا حكم عادلانه و صحيح بدهد و هم جلوي ايرادات
و بهانه هاي بعدي طرفين را گرفته ايم تا موجب اطاله دادرسي نشود .
ضمنا به اين ترتيب به مرور زمان به عنوان يك كارشناس دقيق و مطمئن در دادگاهها مطرح مي شويم .
نظريه كارشناسي بايد صريح و صحيح و مستدل و روشن و بدون ابهام باشد .
عبارات دو پهلوئي مثل : به نظر ميرسد - اگر چنين شود - در صورتي كه - و...... نبايد در نظر كارشناسي ما جائي داشته باشد .
به ياد داشته باشيم كه قاضي در قرار خود سوال صريحي را از ما پرسيده و جواب صريحي هم از ما مي خواهد .
بلاتكليف گذاشتن قاضي در بين دوراهي اصلا صحيح نيست و دور از شان كارشناسي است .
اگر چنانچه مدارك و اطلاعات براي نظريه صريح ناقص است قبلا بايد آنها را از دادگاه بطور كتبي بخواهيم
و سپس اقدام به بررسي و ارائه نظريه كارشناسي خود بنمائيم
بر گرفته از نوشتهای سیدمحمد امیدخداگزارش کارشناسی
بسمه تعالی
گزارش کارشناسی
ويژگي هاي نظريه كارشناسي در قانون
۱-موجه: پسنديده ، مقبول ، باقاعده ، مطابق مقررات ( فرهنگ لغات فارسي )
کارشناس در تدوين نظريه خود توجه داشته باشد :
آنچه مينگارد از نظرکلي پسنديده ومقبول باشد . از پرداختن به مسائلي که تأثيري درنتيجه گيري نهايي ندارد خود داري كند . گزارش خسته کننده وملال آوري را ارائه ندهد . اطاله کلام نكند و خواننده را از درک مسائلي مهمي که در نظريه آمده است منحرف ننمايد . ترتيب و قاعده ومقررات فني وتخصصي مربوط به موردکارشناسي از ابتدا تا انتهاي گزارش مشهود باشد . دقت كند كه چه الفاظي دلالت بر چه معاني ميکند . بداند آنچه که مي نويسد منطبق با کدام قاعده وقانون است . تمامي مطالب درج شده در گزارش به نوعي مرتبط با هم ومقررات موضوعه مربوطه باشد . مسير گزارش به گونه اي باشد که هر چه به انتهاي گزارش نزديک ميشود به نتيجه گيري نهايي مندرج در قرار کارشناسي نزديکتر شود . نظريه کارشناسي دربرگيرنده کليه موارد مربوط به پرونده باشد از قبيل : کلاسه پرونده ، مرجع صادر کننده قرار، موضوع پرونده، نام اصحاب دعوي ، خلاصه اي از محتويات پرونده از ابتدا تا مرحله صدور قرار کارشناسي ،خواسته مرجع صادر کننده قرار کارشناسي ، درج کليه اقدامات انجام شده در راستاي اجراي قرارکارشناسي ، مشخص بودن تاريخ دقيق معاينات وبازديد ها ، ذكر مدارک متخذه از طرفين ، درج اظهارات مسموع و مکتوب افراد موثر در پرونده ، درج مستندات و مدارك و ابزارها و راهكارها و همه مواردي كه كارشناس براي رسيدن به نتيجه از آنها استفاده نموده و...............نهايتا اينكه رعايت نكات مهم فوق يك نظريه كارشناسي را موجه مي سازد .
۲ - صريح : خالص ، محض ، ظاهر ، بي پرده وپوست کنده ، لفظي که مقصود ازآن في نفسه روشن باشد. ( فرهنگ لغات فارسي )
مصلحت انديشي ويا عدم اشراف علمي وفني کارشناس نظريه کارشناسي او را بر پايه اي سست ولرزان بنا خواهد نمود . ممكن است نظريه صريح وبي پرده گرفتاريهاي گوناگوني را براي کارشناس به دنبال داشته باشد ويا کارشناس در بررسي موضوعي به اقناع وجدان نرسد ويا نظريه کارشناسي اثرات عميق در زندگي يکي از اصحاب دعوي بر جاي نهد و يا موارد متعدد ديگري كه شايد مانع از ارائه يک نظريه کارشناسي صريح وبي پرده گردد . کارشناس نيز مثل ديگر انسانها در سيطره عواطف انساني و اشکال مختلف فشارهاي بيروني ودروني است بويژه اينکه ماهيت شغلي وي نيز اورا در جايگاهي قرار ميدهد که از بسياري ازواقعيت هاي پوشيده اي که براي بسياري از افراد جامعه محسوس وملموس نيست مطلع باشد . عليرغم همه اين مسايل قانون گذار از کارشناس مي خواهد كه با ناديده انگاشتن همه مشكلات نظريه اش داراي صرا حت وبي پردگي وشفافيت باشد .هرچه گزارش از صراحت بيان کمتري برخوردار باشد زمينه را براي تفسير از سوي کساني که به دنبال بهره برداري خود ازنظريه کارشناس هستند مهياتر ميسازد .
نتيجه گيري كارشناس با واژه هائي مثل :" اما " و "اگر " و "شايد" و "به نظر ميرسد" و " درصورتي كه " و " احتمال دارد " و .......... عباراتي از اين دست ، نظريه كارشناس را ناصريح و غيرشفاف مي سازد و نشان دهنده ضعف كارشناس است . به ياد داشته باشيم كه دادگاه براي رفع همين گونه ابهام ها است كه نياز به نظر كارشناس دارد . ولي بايد دانست كه به علت كامل نبودن مدارك يا فرضيات يا اطلاعات اوليه گاهي كارشناس به نتايج شفاف نميرسد كه در اين صورت كارشناس بايد موضوع را با قاضي در ميان بگذارد و براي ادامه كار خود كسب تكليف نمايد و نهايتا با دستور جديد قاضي به نظريه صريح دست يابد .
۳ - مستدل : با دليل ، اثبات شده با دليل و برهان ( فرهنگ لغات فارسي )
مستدل بودن نظريه کارشناس به آن غنا وقوت واقتدار و صلابت ميبخشد ، هر نظريه کارشناسي که استدلال قوي و برهاني روشن داشته باشد وجاهت بيشتري دارد و ديگران را براي رد نظريه نا توان تر ميسازد . دلايل بايد بر مبناي امور قطعي باشد تا هم به قاضي اقناع وجدان بدهد هم قابل دفاع براي خود كارشناس باشد . مستدل بودن نظريه مستلزم آگاهي و احاطه کارشناس از مسائل فني و حقوقي مورد کارشناسي باشد . كارشناس بايد آگاهي هاي خود را همواره به روز نمايد . نظريه کارشناسي بدون استدلال تضييع حقوق افراد و اطاله دادرسي را در پي خواهد داشت و در صورت ضعف در استدلال دادگاه به ناچار پيگير اخذ توضيح است . اين خود بزرگترين انگيزه در مستدل نمودن نظريات کارشناسي خواهد بود . مراجع قضائي ميان نظرياتي که از ضعف استدلال بر خوردارهستند ونظريات مستدل فرق گذاشته شده و كارشناس بداند که بايد براي مطرح نمودن هرموضوعي در گزارش خود دليلي ونيز درصورت لزوم پاسخي مستدل داشته باشند .
برگرفته از مقاله آقاي غلامرضا بخارائي كارشناس محترم رسمي استان قزوين از سايت كانون كارشناسان رسمي دادگستري استان قزوين و با تشكر از ايشان .
و نوشته آقای سیدمحمد امیدخدادر وبلاگ خویش
اقسام رهن
1 - رهن تصرف
( فقه-مدنی ) عقد رهنی که مال مورد رهن بعد از اقباض به مرتهن در تصرف مرتهن بماند و او از منافع آن بهره مند گردد.
2 - رهن قراردادی
( حقوق مدنی ) عقد رهن را گویند. ( رک. رهن ) در مقابل رهن قضایی بکار می رود. ( رک رهن قضایی )
Http://telegram.me/nokate_hoghoghi
3 - رهن قضایی
( دادرسی مدنی ) صنعت مالی از اموال محکوم علیه یا مدعی علیه که به موجب قرار تامین دادگاه توقیف می شود. یعنی مالی که از جهت قضایی در قید است و طلق نیست. در گروگان و در قید چیزی بودن از مفاهیم لغت رهن است، چنان که در حدیث آمده است: « سنگ غصبی که در ساختمان غاصب بکار برده شده، ید و گروگان برای تخریب آن ساختمان به منظور ردّ سنگ به صاحب آن است ». لغت رهن در رهن قضایی محمول بر مفهوم وثیقه هم می تواند باشد.
4 - رهن مستعار
( فقه-مدنی-ثبت )عاریه گرفتن ملک غیر و به رهن نهادن آن به نفع عاریه گیرنده،موجب پیدایش رهن مستعار می شود. امروزه برای این کار عنوان عاریه را به میان نمی آورند، بلکه داین و مدیون و ثالث ( که ملک او وثیقه مال مدیون می شود ) از طریق ماده ١٠ قانون مدنی توافق می کنند. از ماده ٧۵۴ قانون مدنی هم می توان همین استفاده را کرد.
Http://telegram.me/nokate_hoghoghi
5 - رهن قطعی
سند رسمی شامل معامله ناقل عینی را گویند. در مقابل سند بیع شرط، رهن و معاملات با حق استرداد استعمال شده است.
6 - رهن ( دین و منفعت )
برابر صریح ماده ٧٧۴ ق.م ، رهن دین و منفعت باطل است. قانون مدنی فقط رهن عین معین را تجویز کرده است.
7 - رهن مضاف
هرگاه بعد از عقد رهن بدون گرفتن وام جدید، راهن یکی از اموال خود را به همان مرتهن ضمن عقد دیگری به رهن بدهد، رهن دوم را رهن مضاف نامیده اند. سند رهن دوم را در رهن مضاف « سند متمم » می نامند.
Http://telegram.me/nokate_hoghoghi
8 - رهن مکرر
هرگاه مالی، موضوع عقد رهن واقع شود، قبل از فک آن، مالک رهینه آن را برای دین دیگر به رهن بدهد، رهن بعد از رهن اول را رهن مکرر می نامند. خواه مرتهن در رهن مکرر همان مرتهن در رهن نخستین باشد، خواه شخصی ثالث. رهن مکرر دو قسم است:
اول- راهن در رهن مکرر تصریح به عقد رهن اول کرده و با حفظ حقوق او اقدام به رهن دوم می کند. مقصود از حفظ حقوق اینست که طرفین رهن مکرر قبول می کنند که نخست طلب مرتهن اول از محل وثیقه وصول شود و اگر مازاد بماند، از آن محل، حقوق مرتهن دوم استیفاء شود. این مازاد را مازاد احتمالی نامند.
دوم- راهن اطلاعی از رهن اول به مرتهن دوم ندهد. در این صورت مرتهن دوم به خیال این که مالک بلامانعی را به رهن می گیرد، اقدام به عقد رهن می کند در این صورت خیار عیب دارد ( ماده ۴۵۶ ق.م ) باید دانست که راهن در مواقع اقدام به رهن دوم نیازی به کسب اذن از مزتهن اول ندارد. چون رهن دوم معارض حقوق مرتهن اول نبوده و به موجب ماده ٣۴ مکرر قانون ثبت حقوق او محفوظ است.
موافقتی که دفاتر اسناد رسمی قبل از تنظیم سند رهن دوم از مرتهن اول معمولا اخذ می کنند به این دلیل است که، چون قیض در رهن شرط تحقق آن است و با رهن اول در واقع مال مزبور در قبض مرتهن اول قرار گرفته، و مال دیگری را نمی توان بدون اجازه صاحب حق به تصرف دیگری داد. لذا موافقت مرتهن اول از این بابت ضروری است.
( مدنی-ثبت ) هرگاه راهن که مال خود را به رهن نهاده، برای بار دیگر ( بار دوم یا سوم یا چهارم یا غیره ) نزد همان مرتهن یا شخص ثالثی به رهن بگذارد، این رهن را رهن مکرر نامند. ( ماده ٣۴ مکرر قانون ثبت ) هرگاه مبیع شرطی از طرف بایع به استناد ماده مذکور برای دفعه یا دفعات بعد به وثیقه نهاده شود این بیع بعدی را می توان بیع شرط مکرر نامید و همین امر است که از تاریخ وضع ماده ٣۴ مکرر قانون ثبت بیع شرط را از صورت بیع ناقل مالک خارج کرده است.
Http://telegram.me/nokate_hoghoghi
اصول محکم کاريهاي يک معامله