تشخیص اراضی مستثنیات

 موضوع  بسیاری از پرونده های ارجاعی به کارشناسان رسمی دادگستری  رشته  کشاورزی  و  منابع  طبیعی ُ تشخیص   ملی بودن  یا   مستثنی بودن زمین    مورد   اختلاف   است .

چگونه بفهمیم که زمین مورد نظر جزو  اراضی ملی است یا اینکه دارای سوابق احیا و کشاورزی است و جزو اراضی  مستثنیات اشخاص  می باشد ؟

هر زمینی  تا   زمانی  که

شکل   طبیعی داشته و هیچگونه دخالت فیزیکی توسط انسان در آن صورت نگرفته باشد زمین غیر احیاشده است که در این صورت یا ملی و مرتعی است و یا موات است. به محض اینکه اقدامی از سوی انسان به منظور بهره برداری در زمین صورت بگیرد ُ باید به آن زمین  زمین احیاشده  نام نهاد . 

قاضی  از   کارشناس میخواهد که با دانش خود معلوم کند که زمین مورد نظر  از چه تاریخی احیا شده است ؟   و یا  اینکه در تاریخی که قاضی تعیین میکند آیا زمین مورد نظر احیا شده بوده  و یا  بعد از آن  احیا شده است . قضات محترم معمولا یا سال تصویب قانون ملی شدن اراضی ( ۱۳۴۱ ) را ملاک احیا بودن یا ملی بودن زمین در نظر میگیرند یا زمان اجرای قانون و صدور برگ تشخیص  را مورد نظر قرار میدهند . گاهی هم بدون تعیین زمان از کارشناس میخواهند که سوابق احیا را تعیین کند . در هر صورت این کارشناس است که باید با روشهای علمی و توجه به ملاکهای فنی و تخصصی  و یاری از دانش  و  تجربه  خود به کمک قاضی بشتابد و به سوال وی پاسخ شایسته و صریح و مستدل و موجه بدهد تا قاضی بتواند با اطمینان حکم عادلانه صادرنماید .

یک طرف اینگونه پرونده ها معمولا  ادارات منابع طبیعی به نمایندگی دولت هستند که در راستای وظایف قانونی خود پاسداری از اراضی ملی و حفظ مراتع و کوتاه کردن دست متجاوزین را به عهده دارند. طرف دیگر پرونده هم اشخاص  ( حقیقی  یا  حقوقی  ) هستند که معمولا ادعای سابقه مالکیت و تصرف و حضور قدیمی در زمین مورد اختلاف را دارند و مدعی هستند که زمین مورد نظر دارای سابقه احیا است و نباید جزو اراضی ملی تشخیص داده میشد

ابتدا نگاهی به تعریف احیای اراضی و مرتع داشته باشیم

احياي اراضي : عملياتي است که با تغيير وضع طبيعي زمين و به وسيله اقداماتي که در عرف آباد کردن محسوب است (از قبيل زراعت، درختکاري، بنا ساختن، ايجاد تأسيسات و غيره) آن را براي بهره‌برداري آماده سازد

مرتع زمینی با پوشش طبیعی که مستعد زراعت یا تولید چوب نباشد در عوض می‌توان از آن برای چرای دام، آبخیزداری، توسعه حیات وحش یا تفرجگاه استفاده کرد. به عبارتی دیگر مرتع زمینی است با پوشش نباتات طبیعی خودرو که پوشش گیاهی آن غالباً علفی چندساله، بوته ای، بعضاً درختچه‌ای و به ندرت دارای درختان پراکنده بوده و در فصل چرا عرفاً مورد تعلیف دام قرار می‌گیرد و همچنین دارای کارکردهای متعددی از قبیل حفظ آب و خاک، ارزش‌های زیست محیطی و در صورت فراهم بودن شرایط یکی از منابع تأمین غذای دام اهلی و وحوش می باشد

اگر  زمینی قبل

از  تاریخ تصویب قانون ( ۱۳۴۱ ) و یا قبل از تاریخ صدور برگ تشخیص

 یک یا چند یا همه ویژگیهای ذیل را داشته باشد  زمین احیا شده  یا مستثنیات است 

اگر عرفا وعملا بعنوان زمین کشاورزی زراعی و باغی مرسوم و معروف باشد

 اگر عرفا  و  عملا داخل در  مجموعه اراضی مزروعی منطقه یا روستا واقع باشد     

چاه - چشمه - قنات - رودخانه و... ) قرارداشته باشد) اگر در حوزه  آبیاری یک منبع آبی

اگرتسطیح شده و   برای عملیات زراعت و  آبیاری   آماده شده باشد

اگر دارای شیب نامتعارف و تند نباشد و عرفا و عملا به نام زمین دیمزار مرسوم باشد

اگر زمین دیمزار یا آبی زار   و  محدوده قانونی یا ثبتی یا عرفی معین داشته باشد 

اگر  تحجیر شده باشد ( هر عملی که به معنای شروع احیای زمین باشد تحجیر میگویند مثل   سنگ چینی دور زمین   ُ جمع آوری سنگها و توده کردن آنها  ُ نهرکندن دور زمین  و   امثال ان

اگر جوی های قدیمی  و  یا  آثار  جویهای  قدیمی منشعب  از  بند های رودخانه ای  در بالادست زمین مشاهده شود  .

 اگر  جوی های قدیمی و یا  آثار  جویهای قدیمی که آب قنوات یا چشمه سارات قدیمی را به زمین می رسانده  یا  می رساند   در زمین مشاهده شود  . 

اگردرختان کهن سال در مسیر جوی های قدیمی  و اطراف و اکناف زمین وجود داشته باشد   .

اگر  اراضی مورد اختلاف در  ذیل  بالاترین جوی  آبیاری  موجود  یا  قدیمی  واقع باشد . معمولا  اراضی  واقع در بالادست   جوی  چون  از  ابتدا   آب   به  آنها  سوار  نمی شده   اراضی غیر احیاشده هستند  و اراضی زیر جوی  چون آب به آنها سوار بوده  اراضی احیاشده اند .

اگر بناهای قدیمی  و  ابنیه سنتی وابسته به کشاورزی مثل :   خانه باغ  - کومه - گاش دامداری  - آب انبار - و......امثال آن و  یا   آثاری از   آنها در    محل   وجود  داشته  باشد  .

اگر زمین به صورت بندسار باشد  و منطقه پوشیده از بندسارهای متعدد قدیمی  (  معروف  به  زوله  )  باشد و سابقه  و آثار بهره مندی قدیمی از آبهای  جاری   بهاره را برای آبیاری محصول داشته باشد .

اگر در پوشش گیاهی زمین آثاری از گیاهان مرتعی چندساله و گونه های پایای مرتعی نباشد

اگر پوشش گیاهی موجود  آثار زراعتهای قبل و زراعتهای  قدیمی تر باشد .

اگر در عکسهای هوائی محل  مورد نظر با  استفاده  از   ابزار   استرئوسکوپ   آثار احیای قدیمی ( به شرح فوق ) مشاهده شود .

 مشروط به اینکه کارشناس منتخب دادگاه صلاحیت فنی ویژه تفسیر عکسهای هوائی را داشته باشد .

مهم : 

 اگر زمینی هیچیک از مشخصه های یادشده را نداشته باشد قطعا ملی و مرتعی و غیر احیا شده است . آنچه بیان شد برای احقاق حق مردم در مناطقی است که اراضی  احیاشده آنها در زمان اجرای قانون اشتباها و یا به هر دلیلی جزو اراضی ملی تشخیص داده شده و ما کارشناسان باید وظیفه خود را با نهایت صداقت و دقت انجام دهیم  .  همین صداقت و دقت باید در مورد اراضی ملی و مرتعی که مورد تخریب و تصرف متجاوزین واقع شده مورد عمل قرار گیرد تا اراضی ملی که سرمایه عمومی جامعه است حفظ و حراست شوند . ما کارشناسان در هر دو مورد وظیفه یکسان و بیطرفانه داریم و در قبال حق هر دوطرف مسئولیم . پس بکوشیم با افزایش دانش و تجربیات خود تشخیص درست داشته باشیم تا حقی از دولت یا ملت به دست ما ضایع نگردد

برگرفته از نوشتهای سید محمد امید خدا

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/07/05ساعت 9:11  توسط رضا اشکانی  | 

چگونه سن یک درخت را تعیین کنیم

 در بعضی از پرونده های ارجاعی دادگاهها  به کارشناسان  و  یا در کارشناسی های  درخواستی اشخاص یا ارگانها  بسته به  موضوع   پرونده لازم است که سن درخت یا درختان یک باغ  توسط کارشناس تعیین گردد .  در این خصوص اطلاعات مختصری جمع آوری شده که تقدیم میگردد . بدیهی است که این مطلب کوتاه نمیتواند کافی و کامل باشد لذا برای تکمیل آن نیازمند به یاری دوستان کارشناس و سایر علاقمندان می باشم که با ارائه نظرات خود این مطلب را تکمیل تر نمایند .

بطور  طبیعی هرچه درختان قطورتر و بلندتر می شوند لا یه های جدیدتری در زیر پوست آنها به وجود می آید. رنگ لا یه ای که در زمستان به وجود می آید با لا یه ای که در تابستان به وجود می آید متفاوت است. این اختلا ف رنگ لا یه ها به ما کمک می کند تا  با مشاهده مقطع درخت به راحتی سن درخت را تعیین کنیم شاید می پرسید چطور؟ خوب... وقتی درختی را می بریم در سطح بریدگی دوایری می بینیم که در داخل همدیگر قرار دارند. اگر درختی بیست حلقه در مقطع خود داشته باشد، می توانیم بگوییم که تقریبا بیست ساله است و درختی که ۶۰ حلقه دارد تقریبا شصت ساله است. البته در موقع شمارش باید فقط یا حلقه های روشن شمرده شوند یا فقط حلقه های تیره رنگ  و اگر کل حلقه ها شمرده شوند باید تعداد حلقه ها تقسیم بر ۲ شود  .

آیا بدون بریدن درخت میتوانیم حلقه ها را بشماریم   و آیا حاضریم برای تعیین سن   ، درختی را ببریم  ؟ ... هرگز .. پس چه باید کرد ؟ 

 اگر بخواهیم سن درختی را بدون بریدن آن تعیین کنیم  ،  میتوانیم از   مجموعه فاکتورهایی مثل  استفاده از اطلاعات محلی مطلعین و تجربه کارشناسی  و  اطلاعات فنی  خود از درخت  و درختکاری  استفاده کنیم  .  با توجه به قطر و بلندی و  وضعیت رشد  و   حجم  تاج   و  میزان شاخه های جانبی درخت  و میزان میوه دهی و....به طور تقریبی سن آن را حدس میزنیم    . هرچه قطر درخت بیشتر و طولش بلندتر باشد سن آن بیشتر است. البته این امر در همه مکانها  صادق نیست زیرا دو  درخت  همنوع  و  همسن   در   دو  مکان متفاوت   از نظر  شرائط  اقلیمی   و   آبی   و   خاکی   میتوانند  قطر  و  بلندی و تاج   متفاوت   داشته   باشند  . می بینید که با این احوال تعیین  سن درخت بر پایه تخمین خواهد بود  .

توجه به مفاد و محتوای مدارک سنتی و مبایعه نامه ها و بنچاق های قدیمی که در دست افراد در بعضی مناطق هست میتواند کارشناس را به تاریخچه غرس درخت یا پیشینه احداث یک باغ رهنمون شود که این اطلاعات در ترکیب با تجربه و علم کارشناس میتواند راهگشا باشد .

یکی از روشهائی که چندان در ایران مرسوم نیست ولی به نظر روش مناسبی می باشد این است که ابتدا سوراخي به قطر يک ميخ معمولي در تنه ايجاد مي کنند که تا وسط درخت ادامه دارد سپس مايعي شفاف  با ترکیب شیمیائی خاص  درون آن تزريق مي کنند که اين مايع بعد از مدتي خشک و سفت شده و آن را از درخت بيرون ميکشند لايه هاي روشن و تيره  درخت بر روي آن اثر خود را گذاشته  که با شمارش آنها را ميشمارند  سن درخت اندازه گيري مي شود .

در مورد درختان نواحی استوائی و گرمسیری که دو فصل سرد و گرم متمایز ندارند و  در برش  تنه درخت حلقه ای مشاهده نمی شود چه باید کرد ؟ در این خصوص با اندازه گيري محيط بدنه درخت. دور بدنه را محاسبه و شعاع آن را بدست مي آورند و با توجه به ثابت بودن رشد ساليانه حدود سن درخت را حدث مي زنند.

 يكي دیگر از روشها روشي به نام سونداژ مي باشدكه دراين روش حفره اي در تنه درختان ايجاد شده ويك قطعه از آن را برداشته وحلقه هاي آنرا مي شماريم . این روش در درختان مسن کاربرد دارد چون عملیات سونداژ صدمه کمتری به درخت می زند.

بر گرفته از وبلاگ آقای سیدمحمد امید خدا کارشناس رسمی استان خراسان

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/07/04ساعت 13:30  توسط رضا اشکانی  |